سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
آرامش درطوفان
mouse code|mouse code

کد ماوس

دریافت کد جملات شریعتی
نایت اسکین-جملات شریعتی

آرامش درطوفان


ترامادول اعتیادخاموش

افزایش مسمومیت ناشی از مصرف ترامادول


 


کارشناسان می‌گویند مسمومیت ناشی از مصرف ترامادول همچنان جزء شایع‌ترین مسمومیت‌ها محسوب می‌شود این در حالی است که در گذشته بیشتر مسمومیت‌های دارویی، مربوط به مصرف داروهای ضدافسردگی بود ولی در حال حاضر ترامادول و مصرف داروهای سیستم اعصاب مرکزی مانند خواب‌آورها، مسکن‌ها و داروهای ضدافسردگی جزء بیشترین مسمومیت‌های دارویی به شمار می‌رود.


این خبر در حالی برای چندمین بار تکرار می‌شود که به عقیده متخصصان لزوم اطلاع‌رسانی در زمینه مصرف این دارو بسیار مهم است و پزشکان در نوشتن نسخه‌های درمانی و داروخانه‌ها در تحویل دارو خارج از نسخه باید دقت بیشتری داشته باشند


اعتیاد به ماده مخدر کراک در ایران هم نتیجه مصرف خودسرانه این دارو و همچنین ریتالین است؛ به‌طوری که مدت‌هاست گروهی داروی ریتالین را به‌عنوان قرص تقویت حافظه به جوانان معرفی می‌کنند که مصرف خودسرانه آن بدون تجویز پزشک اعتیادآور است  .همچنین برخی نیز قرص ترامادول را به خاطر خاصیت ضد‌درد خودسرانه به دیگران توصیه می‌کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد اعتیاد به ماده مخدر کراک نتیجه مصرف ناآگاهانه ترامادول بوده است. با این حال سؤال این است که ریتالین و ترامادول واقعا در سوق‌دادن مصرف‌کنندگان به سمت ماده مخدری مثل کراک مؤثر هستند؟ دکتر شاهین شادنیا، سرپرست بخش مراقبت‌های ویژه مسمومیت بیمارستان لقمان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با تصریح اینکه ترامادول به‌دلیل اینکه یک مسکن مخدر است، مسلما سوء‌مصرف آن زمینه‌ساز مصرف مواد دیگر و در دوزهای بالاتر می‌شود، وی می‌گوید: افرادی که درخصوص این دارو سوء‌مصرف دارند، افرادی با رفتارهای پرخطر هستند و نوع مصرف آنها مسلما رو به تغییر خواهد بود؛ چون ماهیت اعتیاد، یک ماهیت پیشرونده است؛ یعنی از دوزها و ترکیبات پایین شروع می‌شود و فرد را به سوی ترکیبات با دوز بالا مثل کراک سوق می‌ده. دکتر شادنیا، رئیس بخش مسمومین بیمارستان لقمان نیز با اشاره به اینکه تصور اینکه این دارو می‌تواند در ترک اعتیاد مؤثر باشد یا اینکه شادی‌آور است، کاملاً عامیانه و غلط است، در ادامه بیان می‌کند: تمام موارد استفاده از این دارو از نظر ما سوءمصرف دارو است و ترامادول به هیچ وجه خاصیت ترک اعتیاد یا شادی‌زایی ندارد   .


وی با بیان اینکه ترکیبات ترامادول فقط به‌عنوان مسکن هستند، تصریح می‌کند: به‌دلیل اینکه بعضی از گیرنده‌های سیستم اعصاب مرکزی با ترکیبات مخدر مشترک هستند، برای همین این باور غلط وجود دارد که این دارو خاصیت ترک اعتیاد دارد.


 


منبع: سلامت نیوز :سرویس خبری: داروها:ترامادول یک تریاک مدرن است


 


اعتیاد به ترامادول شدیدتر از اعتیاد به مواد تزریقی است


محمدرضا قدیرزاده کارشناس اعتیاد پزشکی قانونی با اشاره به اینکه بر اساس گزارش بیمارستان لقمان بیشترین مراجعات تشنج به دلیل مصرف ترامادول است گفت  : اعتیاد ترامادول در برخی مواقع شدیدتر از اعتیاد به مواد تزریقی است براساس بررسی‌های صورت پذیرفته داروی ترامادول از 4 تا 5 سال گذشته به عنوان یک مسکن شبه مخدر و مرفین وارد کشور شده است که بر اساس بررسی‌های وزارت بهداشت پس از پی بردن به عوارض این دارو از توزیع آن در داروخانه‌های کشور جلوگیری شد ولی همچنان در بازار آزاد این دارو خرید و فروش می‌شود


وی با اشاره به اینکه اعتیاد به ترامادول در برخی مواقع شدیدتر از اعتیاد به مواد تزریقی است افزود  : طبق آمارهای بیمارستان لقمان بالاترین دارویی که باعث تشنج مراجعان شده است داروی ترامادول است  . .


قدیرزاده با تشریح برخی داروهای تسکین درد و شبه مخدر و اعصاب از جمله ترامادول و دیازپام تصریح کرد: کسانی که از بسته‌های داروهای ترک اعتیاد ماهواره‌ای بخواهند استفاده کنند مسلماً به دلیل اینکه این درمان زیر نظر یک تیم متخصص روانپزشک و پزشکان صورت نمی‌پذیرد با درمان بسیار سختی مواجه می‌شوند که به درمان نیز منتهی نخواهد شد


اثرات جانبی دارو


 


وتشنج   علایم آلرژی از قبیل خارش،مشکلات تنفسی،ورم صورت،لب ها و زبان یا گلو


 راش های قرمز،تاول پوستی


 تنفس کم عمق و ضربان ضعیف


اثرات جانبی کم اهمیت تر  :


 خواب آلودگی و گیجی،تهوع،استفراغ،یبوست،کاهش اشتها، لکه های بینایی،فلاشینگ(قرمزی،گرمی ) و بی خوابی


موارد منع مصرف


افرادی که به مواد مخدر یا الکل معتاد هستند نباید از ترامادول استفاده کنند. در این افراد در صورت مصرف ترامادول ممکن است تشنج ایجاد شود.احتمال تشنح در افرادی که سابقه ی تشنج یا سابقه ی جراحت مغزی دارند و یا از داروهایی مثل ضدافسردگی ها،شل کننده های عضلانی و داروهای ضد تهوع و استفراغ استفاده می کنند،بیشتر است  .


-ترامادول در دوران حاملگی و شیردهی به دلیل اثرات مضر بر روی جنین و نوزاد منع مصرف دارد  .


-ترامادول نباید برای افراد زیر 18 سال تجویز شود  .


مصرف ترامادول را نباید به طور ناگهانی قطع کرد، قطع ناگهانی ترامادول باعث سندرم ناخوشایند قطع مصرف می شود که علایم آن عبارتند از: اضطراب،تعریق،تهوع،اسهال،ترمور(رعشه)،لرز،توهم،اختلال خواب یا مشکلات تنفسی  :


 نکاتی که باید درباره ترامادول بدانم   .


چنانچه در هر زمان به مواد مخدر مهمتر یا الکل اعتیاد داشته اید نباید ترامادول مصرف کنید . • ترامادول را دقیقاً مطابق با آنچه برای شما تجویز شده است مصرف کنید . ترامادول را بیش از مقداری که تجویز شده و یا بیش از زمانی که تجویز شده است مصرف نکنید . در هر صورت هرگز بیش از 300 میلی گرم (3 قرص ترامادول 100) را در یک روز مصرف نکنید


   بدون مشورت با پزشک مصرف دارو را به طور ناگهانی قطع نکنید . از آنجا که ترامادول اعتیادآور است به کاهش تدریجی آن احتیاج دارید . چنانچه به طور ناگهانی مصرف ترامادول را قطع کنید دچار علائم ناخوشایندی می شوید . این علائم عبارتند از اضطراب ، عرق کردن ، حالت تهوع ، اسهال ، رعشه ، احساس سردی ، مشکل در خوابیدن و مشکلات تنفسی . چنانچه پس از قطع کردن مصرف ترامادول با هر یک از حالات فوق مواجه شدید بلافاصله با پزشک خود تماس بگیرید . • قرص ترامادول را نشکنید . این دارو فقط برای خوردن (مصرف از طریق دهان) ساخته شده است . پودر بدست آمده از خرد کردن ترامادول را نباید استنشاق کرده و یا به صورت محلول در آب به بدن تزریق کنید . مصرف ترامادول به این دو صورت می تواند باعث عوارض جانبی خطرناکی نظیر اور دوز شدن و یا مرگ گردد . • صرع (حملات صرع) در بعضی از افراد که ترامادول مصرف می کنند دیده شده است . چنانچه زمانی دچار صرع بوده ، شکستگی در سر داشته ، مبتلا به ناهنجاری در متابولیسم بوده و یا همزمان با ترامادول بعضی از داروهای خاص مانند داروهای ضدافسردگی ، شل کننده عضلات یا داروهای ضدتهوع و استفراغ را مصرف کنید با احتمال بیشتری دچار حملات صرع می شوید. • چنانچه تصور می کنید بیش از حد ترامادول مصرف کرده اید به اورژانس اطلاع دهید . اور دوز شدن با ترامادول می تواند مرگبار باشد . علائم اور دوز شدن با ترامادول ممکن است شامل خواب آلودگی ، آهسته شدن ضربان قلب ، خستگی بیش از حد ، پوست سرد یا نمناک ، احساس سبکی در سر ، غش کردن یا کوما نیز باشد  


   در زمانی که ترامادول مصرف می کنید از مصرف الکل و داروهایی که شما را خواب آلوده می کند (مانند قرص سرماخوردگی ، قرص های مسکن ، شل کننده عضلات و داروهای ضدصرع ، ضد افسردگی و ضد اضطراب) خودداری کنید . مصرف این داروها همراه با ترامادول می توانند تنفس شما را آهسته کرده و یا خواب آلودگی را تشدید نمایند . • عوارض جانبی ترامادول ممکن است باعث ناتوانی در فکر کردن یا نشان دادن عکس العمل به موقع بشود . در هنگام رانندگی یا کار با دستگاه هایی که به هوشیاری و نشان دادن عکس العمل سریع احتیاج دارند بیشتر دقت کنید .


 


نتیجه


 اغلب افراد تصور می‌کنند که اعتیاد فقط جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد اما گاهی اوقات فراموش می‌کنیم که باورهای غلط درباره اعتیاد نیز اعتیادآفرین هستند. بسیاری از والدین و خانواده‌ها فکر می‌کنند، اعتیاد فقط به مواد مخدری مانند تریاک، شیره، هرویین و کراک خطرناک است و اگر در وسایل فرزندانشان قرص یا دارو پیدا کنند، گمان می‌برند، دارو ضرری ندارد و چون کارخانه‌های دارویی آن را تهیه می‌کنند و داروخانه آن را عرضه می‌کنند، پس به طور کامل بی‌خطر هستند! باید بدانیم که این یک تصور غلط است و داروهایی مانند ترامادول، دیفنوکسیلات، انواع داروهای حاوی کدیین، بنزودیازپین‌ها یعنی داروهایی که به زپام ختم می‌شوند (دیازپام، کلونازپام، فلورازپام و...) کلردیازپوکساید، فنوباربیتال و زاناکس یا آلپرازولام نیز از جمله داروهای اعتیادآورند که درمان اعتیاد آنها بسیار دشوارترازموادمخدرشناخته شده است ودراینموردترک اعتیاد به هیچ‌وجه آسان نیست.پس بایددقت وتوجه امان رابیشترمعطوف کنیم به گزینه اعتیادخاموش که همان مصرف بی رویه داروست.زیراداروهایی نظیرترامادول خطراتی بس جبران ناپذیربرای عزیزانمان بوجودمی آورندکه شایددیگرتوان پیشگیری ودرمان قطعی هیچگاه وجودنداشته باشد.به امیدریشه کن شده اعتیاددردنیا.


 


منابع کلی:


گزارش : خبرگزارى فارس   (www.farsnews.com)


 www.drugs .com


سلامت نیوز


سایت http://www.takbanoo.ir/category/salamatبهداشت و سلامت،موادمخدرواعتیاد


سامانه ملی مقالات و تحقیقات دانشگاهی- ترامادول  


دانشگاه علوم پزشکی اصفهان  : هشدار در مورد ترامادول


انجمن آلمانی اوپیوئید


دانشگاه آزاد اسلامی-واحد نیشابور: ترامادول و عوارض


دانشگاه علوم پزشکی اصفهان-معاونت غذا و دارو: ترامادول شبه اپیوئید





+نوشته شده در دوشنبه 11/2/91ساعت 9:9 صبحتوسط نیره... | نظر
اعتیادخاموش ترامادول

 


 مقدمه:


 اعتیاد به هرگونه وابستگی جسمی یا روانی که به گونه ای منفی زندگی فرد را متاثر سازد اطلاق می شود و در واقع بیماری است با ابعاد جسمی،    روانی و اجتماعی که علاوه بر آسیبهای فراوانی که به سلامتی جسمی و روانی و در نتیجه تمامی ابعاد زندگی فرد وارد می آورد، آثار تخریبی فراوانی را نیز بر روی خانواده و جامعه بر جای می گذارد.اعتیادتنهااستفاده ازموادی مانندتریاک-هرویین-کراک-حشیش یاالکل وموادصنعتی و... نیست.حتی استفاده ازداروهای ترک اعتیادمانند ترامادول بصورت خودسرانه وبی رویه خود نیزیک نوع اعتیادخطرآفرین است.  


 


 ترامادول:


 ترامادول یک ماده ضد درد برای درد های حاد یا مزمن با شدت متوسط تا نسبتا شدید است که تاثیر مستقیم خود را بر سیستم اعصاب مرکزی ( مغز و نخاع ) می گذارد. این ماده در ایران به صورت کپسول های 50 و 100 میلی گرم و آمپول های 1 و 2 میلی گرم تولید می شود  . ترامادول پس از مصرف خوراکی به سرعت جذب می شود و اثر ضد درد آن در حالت خوراکی پس از 2 تا 3 ساعت به حداکثر می رسد و تا 6 ساعت ادامه پیدا می کند. ترامادول می تواند سبب وابستگی و اعتیاد شود.همانند سایر مواد ترامادول نیز سبب بروز اشتیاق و تمایل روانی و ایجاد حالت تحمل یعنی نوعی اجبار به افزایش میزان ماده جهت رسیدن به حالت نشئگی ، می شود  . اساساّ ترامادول یک ماده ی مخدر می باشد که 100 میلی‌گرم از آن معادل 10 میلی‌گرم مرفین خوراکی است عمده مصرف این دارو در پزشکی برای کاهش درد های مفصلی ، جراحی ، زایمان با میزان درد متوسط تا شدید است و از این جهت ضعیف تر از مورفین و قوی تر از مسکن هائی نظیر پروفن و استامینوفن می باشد و همواره توصیه می شود مصرف این دارو بیش از دو هفته به طول نینجامد چون وابستگی داروئی و اعتیاد را به همراه دارد  .


با توجه به اینکه این دارو از گروه ضد درد مخدر می‌باشد اثرات وابستگی و عوارضی شبیه به داروهای مخدر از قبیل سرگیجه، خواب آلودگی، یبوست، تعریق، خارش و در مواردی نادر کاهش فعالیت سیستم تنفس در بدن ایجاد می‌کند و در نتیجه با قطع ناگهانی ترامادول بعد از مصرف طولانی مدت آن، علایم ترک مورفین در بدن مانند بی‌خوابی، تحریک پذیری، تشنج، لرزش، تهوع، استفراغ، درد عضلات و شکم و... ظاهر می‌گردد.   .


 


منبع: پیشگیری نوین وسلامت نیوز


سندروم پای بی‌قرار  :


 


   مصرف ترامادول موجب وابستگی روانی و جسمی شبیه اعتیاد به تریاک می گردد. با قطع ناگهانی دارو علائم اضطراب، تعریق، بیخوابی، تهوع و لرز، اسهال، درد عضلانی،ترس و بیقراری، گرگرفتگی و گزگز پیش می آید. ترامادول به علت خاصیت سرخوشی، نشئگی و ضدافسردگی به شدت مورد سوء مصرف قرار میگیرد و اکثراً در میان جوانان این مخدر به اشتباه حدس زده میشود و خطر اعتیاد به آن در نظر گرفته نمیشود. این ماده با شدتی برابر مرفین ایجاد سرخوشی و نشئگی میکند در صورتی که برای تسکین درد 10 برابر ضعیف تر از مرفین است. ترامادول با نسخه عادی پزشک قابل تهیه میباشد و در اکثر کشورها شامل قوانین داروهای مخدر نمیشود با این وجود خاصیت اعتیاد آور آن کمتر از دیگر مواد اپیوئیدی نیست ومشاهده شده که بااشتیاق مصرف میشود. علائم جسمی ترک ترامادول احتمالا به علت خواص ضدافسردگی این دارو (جلوگیری از بازجذب سروتونین و نورآدرنالین) شدیدتر از علائم ترک مخدرهایی مانند تریاک میباشد، حتی بعد از قطع مصرف کوتاه مدت ترامادول علائمی مانند بی خوابی، سندروم پای بی‌قرار (RLS) و افسردگی بروز میکند. مصرف بدون وقفه آن در طولانی مدت باعث ایجاد مقاومت بدنی نسبت به مواد اپیوییدی شده و دوز مصرف آن باید افزایش یابد تا اثری مشابه مقدار مصرف اولیه را ایجاد کند، مدتی بعد از قطع مصرف دارو مقاومت بدنی نسبت به ترامادول و دیگر مواد اپیوئیدی به حالت اولیه بر میگردد.


 


 منبع:سلامت نیوز


عوارض جانبی ترامادول:  


عوارض مشابه دیگر داروهای شبه ‌تریاک (سرگیجه، خواب آلودگی، یبوست، افت فشار خون، تعریق، ‌خارش) در ترامادول هم دیده می‌شود اما احتمال بروز دپرسیون تنفسی که کشنده‌ترین عارضه این گروه داروهاست، با ترامادول خوراکی نسبت به مرفین کمتر است. مصرف بیشتر از 400 میلی گرم ترامادول برای افراد بدون مقاومت بدنی در مقابل مواد اپیوئیدی خطرناک است.


مصرف همزمان داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین و مهارکننده منوآمینواکسیداز موجب تشدید عوارض دارو و گاهی سندرم سروتونین می گردند. یکی از عوارض نادر ولی خطرناک مصرف ترامادول تشنج می باشد. تشنج معمولا در اثر مصرف زیاد این دارو یا مصرف دارو در بیماران صرعی یا بیمارانی که دچار آسیب مغزی شده اند با بیمارانی که مشکلات کبدی کلیوی (دفع دارو دچار اختلال گشته و افزایش مقدار دارو در خون) دارند و یا معتادان به الکل ایجاد می گردد. همچنین احتمال وابستگی دارویی و بروز علائم ترک مشابه دیگر ترکیبات شبه تریاک هم وجود دارد.


 


نظردکترامام هادی معاون دانشگاه علوم پزشکی درباره ترامادول:


 


معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اعلام کرد: به دلیل خاصیت نشئه آور«ترامادول»، آمار مصرف بی رویه و بدون تجویز پزشک آن در بین جوانان ایرانی رو به افزایش است «ترامادول» یک داروی ضددرد صناعی با اثر آگونیستی به خصوص بر روی رسپتور اپیوئیدی است که علاوه بر این از باز جذب سروتونین و نوراپی نفرین نیز جلوگیری می‌کند اشکال دارویی آن که در بازار دارویی ایران موجود است به صورت قرص و کپسول 50 و 100 میلی‌گرم و آمپول 100 میلی‌گرم در هر میلی‌لیتر است. این دارو به صورت خوراکی یا تزریقی در درد‌های نسبتا شدید حاد یا مزمن از قبیل درد‌های بعد از عمل جراحی و درد‌های سرطانی استفاده می‌شود.
وی تصریح کرد: با توجه به عوارض بسیار شدید ناشی از تزریق آمپول ترامادول اداره کل نظارت بر امور دارو و مواد مخدر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تجویز و تزریق آن را صرفا محدود به بیمارستان‌ها کرده است، در ضمن تمام شرکت‌های توزیع نیز موظف به جمع‌آوری آمپول‌های تزریقی در سطح داروخانه‌های کشور هستند.
دکتر امام ‌هادی با بیان این که در حال حاضر توزیع و مصرف این دارو تنها در مراکز درمانی مجهز به سیستم اورژانسی و بیمارستان‌ها تحت نظر مستقیم پزشک و مطابق پروتکل کنترل درد مورد توافق قرار گرفته است، اظهار کرد: شایع‌ترین عوارض گزارش شده ناشی از این دارو تهوع و استفراغ شدید و کاهش فشار خون بوده است.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با بیان این که این دارو از گروه ضد درد مخدر است، خاطرنشان کرد: «ترامادول» اثرات وابستگی و عوارضی شبیه به دارو‌های مخدر از قبیل سرگیجه، خواب آلودگی، یبوست، تعریق، خارش و در مواردی نادر کاهش فعالیت سیستم تنفس در بدن ایجاد می‌کند، به همین دلیل با قطع ناگهانی ترامادول بعد از مصرف طولانی مدت آن، علائم ترک مورفین در بدن مانند بی خوابی، تحریک پذیری، تشنج، لرزش، تهوع، استفراغ، درد عضلات و شکم و... ظاهر می‌شود.
معاون درمان دانشگاه شهید بهشتی افزود: در بیماران با سابقه صرع و تشنج و بیمارانی که خطر بروز تشنج در آن‌ها بالاست (مواردی مانند ترومای سر یا سندرم قطع دارو و الکل) احتمال بروز تشنج با ترامادول افزایش می‌یابد.


 


+نوشته شده در دوشنبه 11/2/91ساعت 9:7 صبحتوسط نیره... | نظر
شکست عاطفی

شکست عاطفی یکی از درد آورترین اتفاقاتیست که ممکن است برای هر کسی رخ دهد اما مسلما آخر دنیا نیست.


  


شکست عشقی یکی از 23 عامل خودکشی در ایران است.!!!!!!


یک دفعه از این رو به آن رو می شود.اگر تا دیروز لب به سیگار نمی زد , حالا پاکت پشت پاکت دود می کند.اگر تا دیروز شاد بودن و سرزندگی اش توی تمام دانشگاه سر بان ها بود , امروز دیگر یا خودش را توی اتاق حبس کرده است که دیگر کسی توی محوطه دانشگاه نمی بیندش یا اینکه اسطوره غمگینی و آشفتگی می شود. بعضی وقت ها هم یکدفعه آدم منطقی ای می شود , کسی که همه چیزش نهایت دیوانگی است ; خندیدنش , حرف زدنش , پوشیدن اش و حتی رابطه برقرار کردنش.برای این آدم فرضی فقط یک اتفاق افتاده است; او "  نه "  شنیده است.


آنهایی که به ادبیات عاشقانه ایران علاقه دارند احتمالا می گویند خیلی نامردی است که شکست عشقی بیاوریم و با خط کش علم روانشناسی اندازه اش را بگیریم و برایش نسخه بپیچیم.


آنها عاشق زندگی شهریارند.آنها عاشق " آمدی جانم به قربانت حالا چرا" هایی هستند که شهریار بعد از شکست عشقی اش گفت.آنها می دانند شکست های عشقی می تواند واسوخت های محشری بوجود بیاورد که وحشی بافقی ورد زبانش بود.آنها مشتری پروپاقرص " عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او /داد رسوایی من شهرت زیبایی او" هستند.آنها دلشان نمی آید لذت گوش دادن به "خیال نکن نباشی " عصار را با توصیه های روانشناسان عوض کنند.به آنها حق می دهم.این هم یکی از راه های کنار آمدن با شکست عشقی است


پناه بردن به شعر.


 


برای خیلی ها فرق نمی کنه یک نه جانانه بشنوند یا یک نه محترمانه بشنوند.نفس نه شنیدن برای ازدواج , یعنی یکی از مهمترین درخواست هایی که آدم می تواند در زندگی اش داشته باشد , واکنش هایی را بر می انگیزد. آدم وقتی که از گیج و ویجی انکار کردن شکست و خشمگین شدن از طرف راحت شد , عمیق ترین فکری که آرام آرام به ذهنش می اید , این است که " چرا من؟ " این جمله عمیق 2 کلمه ای تا پیدا نشدن جواب , دست از سر هیچ کس بر نمی دارد . همین جمله است که می تواند یک نفر را به خودکشی وادارد و یک نفر را شاعر کند.


در واقع متهم اصلی و پنهان شکست عشقی, کسیست که شکست خورده. نه کسی که نه گفته. بعد از اینکه هی سرکوفت زدیم که که " مگر او چه چیزی از من سر دارد؟ " به این می رسیم که "من چه چیزی کم دارم که او به من نه گفته است" بهم می ریزیم, بد جوری بهم می ریزیم. با کمال بی رحمی باید بگویم" آدم خوب" ها بیشتر بهم می ریزند .آنها که زندگی ساده تری داشته اند و کمتر حق خوری کرده اند , حس می کنند سهمشان از زندگی بهشان داده نشده است.خیلی ها ممکن است از این رو به آن رو شوند .ادم خوبها ممکن است بیفتند توی کارهایی که تا به حال فکر کردن به آنها هم اذیتشان می کرده است.یعنی ممکن است شروع کنند به دوستی به قصد خیانت , یعنی فرضشان این است که طرفشان که وابسته شد , می زنند زیر همه چیز و دلشان خنک می شود که توانسته اند انتقام جانانه ای از جنس مخالف بگیرند.


خیلی ها ممکن است ظاهر بین تر شوند.آنها فکر می کنند ظاهرشان مشکلی داشته که جواب رد شنیده اند.آنها شروع می کنند به اصلاحات , سطحی فکر می کنند که دیگر عمرا کسی به آنها نه بگوید.اما همه این کارها جواب سئوال او نیست : " چرا من ؟" چرا من باید شکست عشقی بخورم....


 



 


 


درایران شکل شکست عشقی این طور است که معمولا جوان ایرانی یا یک نه فوری روبرو می شود یعنی اینکه کار به علاقه دو طرفه و بعد جدایی نمی کشد.یعنی او چیز دوطرفه ای بدست نمی آوردتا از دستش بدهد به همین خاطر شکست عشقی از نوع ایرانی خیلی پررنگ تر است ...وقتی یک نفر بدون آشنایی 2 نفره به تمامیت تو بگوید نه معلوم است که قضیه سهمگین تر می شود.


 


 


 


 


چند راه حل که شاید ردر روزهای ترانه و اندوه به کارتان بیاید.


 



 


با شکست عشقی چه جور کنار بیاییم؟


 


یکی از دوستان سی و چند ساله ام که با یک تجربه غمگین عاشقانه , بالکل سبک زندگیش عوض شده و در بین همه دوستان الگوی عاشق ماندن است, قضیه جالبی را تعریف می کرد ; او می گفت یک پسر 16 ساله آمده قضیه عاشق شدنش را برایش تعریف کرده و وقتی دوستم راه حل هایی ارائه داده حرف عمیقی شنیده است: "تو نمی فهمی که من دارم چه زجری می کشم"خیلی از ما ها مثل همین پسر 16 ساله فکر می کنیم.قضیه عشق ما سوزناک ترین و پر ماجراترین قضیه عاشقانه دنیاست و هیچ کس دیگری نمی تواند بفهمد که "زجر عشقی کشیده ام که مپرس" ما چطوری است.احتمالا شما هم با این تیتر همین طور برخورد می کنید .حتی بچه های روان شناس هم وقتی خودشان عاشق می شوند در ذهنشان این سئوال پیش می آید که چطوری می شود کاری کرد که مراجعان فردا با شکست عشقی کنار بیایند؟ به هر حال اینها پیشنهادهای روانشناسان است .


خیلی ها بعد از شکست عشقی کارهای عجیب و غریبی انجام میدهند .تا جایی که می توانید لااقل این کارها را انجام ندهید:





  • پناهگاه روانی قدغن! تعارف که نداریم .شکست عشقی می تواند یک نفر را یه یک معتاد یا الکلی تمام عیار تبدیل کند.خیلی ها اولین سیگارشان را بعد از شنیدن یک نه کشیده اند اما به خاطر خودتان هم که شده , گریه ها و افسردگی های بعد از شکست را به گیجی بعد از سیگار و الکل ترجیح دهید.لااقل به خاطر انتقام از طرفتان هم که شده , خودتان را تلف نکنید.اگر بگوییم که یکی از بازیگرهای هالیوودی بعد از شکست عشقی اش اتفاقا اعتیادش را ترک کرده, باور می کنید؟



  • رسوایی قدغن! اصلا از همان اول که عاشق شدید لازم نیست همه هم اتاقی ها و همکار ها و همکلاسی هایتان بفهمند.اعتماد به نفستان زیاد است که هست .برون گرا هستید که هستید.عوارض این رسوایی وقتی که نه کشیدید معلوم می شود ; وقتی کهه حتی اگر دیگران هم در موردتان حرف نزنند ,خودتان فکر میکنید که همه جا قصه عشق شما نقل مجالس است .یک سنگ صبور درست و حسابی و رازدار پیدا کنید و خودتان را پیش او خالی کنید.



  • از بالا به قضیه نگاه کنید.کمی از خودتان و زاویه دیدتان به قضیه فاصله بگیرید.بروید بالاتر و بالاتر.حالا خودتان را از بچگی تا پیری ببینید و ببینید این شکست چقدر توی مسیر زندگیتان موثر بوده است.حالا آدم های دیگر را ببینید .می بینید ؟کافی است به دور و بری های خودتان فکر کنید تا ببینید دنیا پر است از فلش های یکطرفه . پر است از نه هایی که دیگران شنیده اند و حتی نه هایی که خودتان گفته اید .شما تنها نیستید.



  • به شکست ها به عنوان یک فرصت خودشناسی نگاه کنید.خیلی ها بعد از شکست عشقی آدم مثبت تری می شوند.همان طور که گفتیم حتی ممکن است اعتیادشان را بعد از شکست بگذارند کنار.برای این آدمها دیگر نظر معشوق مهم نیست. آنها به خودشان برگشته اند و جدا از رویدادهای عاشقانه شروع کرده اند به اصلاح خودشان. شکست عشقی آدم را تمام عیار با خودش , عواطفش و فکر هایش روبه رو می کند .شکست عشقی می تواند یک بار دیگر تمام شکست های عاطفی بیاورد جلوی چم آدم.این هم می تواند افسرده کننده باشد و هم سازنده ; یعنی اینکه آدم می تواند این مشکل های وجودی را لااقل با خودش حل کند و خود خواهی همیشگی اش را کنار بگذارد . در سطحی ترین حالتش آدم می تواند برود مهارتهای برقرار کردن رابطه را از این ور و آن ور بیاموزد و در عمیق ترین حالتش , هدف زندگیش را عوض کند.



  • حرف بزنید. 2 راه قبلی راه حل هایی بود که می شد تنهایی هم انجامش داد اما آدمیزاد بعد از شکست عشقی , از گیر کردن کلمه و بغض توی گلویش دارد خفه می شود.مشاور و روانشناس را برای همین موقع ها گذاشته اند.به جای اینکه بگذارید موقع خودکشی ناموفق ببندنتان به داروی ضد افسردگی و شوک الکتریکی , وقتی که داغتان تازه است با یک متخصص حرف بزنید.



امیدوارم که هیچ کس با نه فوری روبرو نشه ... و اگر هم شد بخودش بگه:


من بلبل آن گلم که در گلشن راز ... پژمرده شد و منت شبنم نکشید


شاعر میگه:


عمری که اجل در پی آن می تازد  ... هرکس غم دنیا بخورد می بازد


+نوشته شده در پنج شنبه 8/10/90ساعت 1:9 عصرتوسط نیره... | نظر
دلتنگی بد ولی مفید!!

پاییز و دلتنگی،جمعه و دلتنگی و.. این جملات یا مشابه آنها برای همه با با هر سطح و نوع زندگی آشناست ،دلتنگی نیز مانند سایر احساسهای ما حق این رو داره که گاهی به سراغ ما بیا د،منتها در یکی بیشتر و در یکی کمتر.
اما چیزی که می خواهم در باره دلتنگی بنویسم اینه که آیا این احساس خوبه یا نه؟ نیاز به گفتن نیست که احساس دلتنگی از اون احساسهایی که انسان گاهی ازش لذت می بره ،مخصوصا اگر دلتنگی برای شخصی باشه که دوباره امکان دیدنش هست.در اینجا لازم به ذکره فقط منظور از دلتنگی در این مطلب دلتنگی اولا برای انسان(نه شی یا..) و دوما برای فردی که زنده است(نه برای عزیزی که از دست رفته چرا که این مورد جدا بحث بشه بهتره) می باشد.
گاهی پیش خواهد اومد که ما مدتی رو با فردی می گذرونیم و بعد بنا به دلایلی از اون جدا می شیم،حال میتونه این جدایی بین دو دوست باشه  ( جدایی غیر ارادی نه مثل طلاق یا دعوا ها که ارادیه.) مثلا مهمونی که میره ،دوستی که برای کار از شهر یا جای ما میره و.. در این حالت فرد برای مدتی دچار احساسی میشه که به گفته بعضی ها انگار ته دلش خالیه و هر وقت به یاد اون میفتیم نفسی عمیق همراه با آه میکشیم . احساس خوبی نیست!!
ولی در این نوع موارد در کنار این دلتنگی یه نقطه امیدی هم داریم. مثلا تعطیلات بعدی اونو می بینیم،با هم تماس می گیریم، یا این دور شدن موقتیه و دوباره بر می گرده. حال برای اینکه این چند روز اول به ما سخت نگذره چه میشه کرد؟
میشه یه گوشه بشینیم و یه موسیقی آروم گوش کنیم و نفهممیم چطوری روزمون شب شد یا بالعکس!!
اما باید با خودمون رو راست باشیم ! دلتنگی و گریه ما وضع رو عوض نمیکنه. اینجا باید خودمون رو مخصوصا چند روز اول که سخته به شکلی مشغول کنیم، به یک نفر که به حرفمون گوش می کنه بگیم که دلمون برای ---- تنگ شده، بگیم جای خالیشو احساس می کنیم. با دیگر دوستانتون تفریح کنید سینما،پارک،
به دیدن اقوام برید و صدها کار دیگر که اگه فکر کنید به ذهنتون میرسه . ولی دلتنگی این احساس خوب ولی زجر آور موهبتی الهیه برای اینکه به ما بفهمونه ما در اطرافمون کسایی رو داریم که دوسشون داریم، بودنشون برامون مهمه،نبودشون برامون سخت، این یک هشداره یک هشدار که ای کسایی که دلاتون واسه هم تنگ میشه،اینو بدونید یه روزی یکیتون برای دیگری دلتنگ خواهد شد ولی نه از دلتنگی که امروز گفتم،نه از یک مسافرت کاری و نه یک دوری موقتی، اینبار این دوری با تلفن جبران نمیشه، به امید برگشت امیدوار نمیشیم این دوری ابدیه  تا مدتی نامعلوم، پس قدر همو بدونید دقیقه ها و ثانیه ها رو به صرف این که کوتاهند کم اهمیت ندونید. گاهی بعد از دست دادن یک عزیز ممکنه  افسوس همین دقیقه های کم اهمیت رو بخورید. افسوسی که اینبار نه با سینما  روفتن فراموش میشه نه با صحبت کردن و...همه ما اینهایی رو که نوشتم می دونیم حتی بهتر از من، ولی متاسفانه مثل سایر کارهامون باید تجربه کنیم تا باور کنیم ، تجربه ای سخت و غیر قابل جبران.
همیشه شاد و پیروز باشید



 


 


+نوشته شده در پنج شنبه 8/10/90ساعت 1:1 عصرتوسط نیره... | نظر
شکست در عشق

 شکست عشقی اتفاقی که اگر منطقی به ان نگاه نکنیم ممکن است ویرانگر باشد..هر چند که ثابت شده  کشنده نیست)
 



 


تحول ناگهانی. سیگار.بی حالی و بی حوصلگی .حضور کم در جمعها، یا این که اسطوره غمگینی و آشفتگی می شودو ...؛ اینها تاثیرات کلمه "نه" است که بعضی هایش در فرد ظاهر می شود.


ما در ایران پیشینه ادبیات عاشقانه داریم . شاعران ما یا تجربه کرده اند یا در مورد آن شعر گفته اند .ما شرقی ها هنوز زود دل میبندیم و دیر دل میبریم . البته این خوب است ولی افراط و تفریط در هر کاری بد سرانجام است.


واقعا اینقدر مهمه که ما اینطور دگرگون بشیم؟


نه شنیدن در هر چیزی انسان را وادار به واکنش میکند .از خودش میپرسد که چرا به من نه گفت ؟ شاید من و... شاید به خاطر فلانی که از من .... اینها شاید فرد را تا خود کشی پیش ببرد.


در واقع متهم اصلی و پنهان شکست عشقی کسی است که شکست خورده ، نه کسی که نه گفته است. بعد از این که هی سرکوفت زدیم که " مگر او چه چیزی از من سر دارد" به این می رسیم که " من چه چیزی کم دارم که او به من نه گفته است." به هم می ریزیم. بدجوری به هم می ریزیم. با کمال بی رحمی باید بگویم که " آدم خوب" ها بیشتر به هم می ریزند. آن ها که زندگی ساده تری داشته اند و کمتر حق خوری کرده اند حس می کنند که سهمشان از زندگی بهشان داده نشده است. خیلی ها ممکن است از این رو به آن رو شوند. آدم خوب ها ممکن است بیفتند توی کارهایی که تا به حال فکر کردن به آن ها هم اذیتشان می کرده است. یعنی ممکن است شروع کنند به شروع دوستی به قصد خیانت. یعنی فرضشان این است که طرفشان که وابسته شد، می زنند زیر همه چیز و دلشان خنک می شود که توانسته اند انتقام جانانه ای از جنس مخالف بگیرند. خیلی ها ممکن است ظاهر بین تر شوند. آن ها حس می کنند ظاهرشان مشکلی داشته که جواب رد شنیده اند. آن ها شروع می کنند به اصلاحات(!) سطحی و فکر می کنند که دیگر عمرا کسی به آن ها نه بگوید. اما همه این کارها جواب سوال اول نیست:" چرامن؟ چرا من باید شکست عشقی بخورم؟"


الی فینکل استادیار روان شناسی دانشگاه نورث وسترن آمریکاست که برداشته در یک تحقیق 6 ماهه چند پرسشنامه روی دانش آموزان دختر و پسر آمریکایی انجام داده است. او به این نتیجه رسیده که کسانی که وسط رابطه عاشقانه فکر می کردند شکست عشقی مرگبار است وقتی که از طرفشان جدا شدند دیدند که خیلی هم از این خبرها نیست. یعنی عوارض شکست عشقی توی ذهن خیلی از عشاق  غلو شده بود.


ولی اگر کمی بیشتر به تحقیق ادامه دهید متوجه می شوید که شکست عشقی یکی از 23 عامل اصلی خودکشی در ایران است. آخرین نمونه  عینی اش توی یکی از دانشگاه های کرج اتفاق افتاد. یعنی این که ممکن است  حرف فینکل کمی تا قسمتی درست باشد و آدم در کل در جو عاشقیت کوچکترین جدایی برایش غیر قابل تحمل باشد، اما در ایران از این خبر ها نیست. در ایران شکل شکست عشقی، جور دیگری است. یعنی معمولا جوان ایرانی با یک " نه" فوری رو به رو می شود. یعنی این که کار به عاشقیت و عشق دو طرفه و بعد جدایی نمی کشد. یعنی جوان ایرانی چیز دو طرفه ای به دست نمی آورد تا از دستش بدهد، به همین خاطر شکست عشقی از نوع ایرانی خیلی پر رنگ تر است. وقتی یک نفر بدون آشنایی دو نفره به تمامیت تو بگوید "نه" معلوم است که قضیه از آمریکا سهمگین تر می شود. ضمن این که افسانه هایی که در مورد عشق با شیر مادر وارد گوشت و خون ما شده است، به شکست عشقی یک لایه های اسطوره ای اضافه کرده است.


 


انسانها متفاوتند پس واکنشها هم متفاوت است.


این جاست که پای روانکاو ها به میان کشیده می شود. چرا بعضی ها بی خیالانه به زندگیشان ادامه می دهند و بعضی ها تا پای مرگ هم جلو می روند؟ درست است که شما همین چند ماه یا فوقش چند سال پیش عاشق شده اید اما ذهنتی که از عاطفه، محبت و دلبستگی دارید، سال ها قبل توی کله نازنینتان شکل گرفته است. یعنی از اولین باری که مادرتان شما را در آغوش گرفت. کسانی که مادر خودشان را از دست داده اند، شکست های عشقی وحشتناک تری را تجربه می کنند. نه! فقط منظورم از دست دادن فیزیکی نیست. کسانی که به هر دلیلی داشتن رابطه عاطفی و مادرانه با مادرشان را از دست می دهند، همیشه به دنبال یک مادر جایگزین می گردند. تصور کنید که دومین مادرتان هم به شما بی رحمی کند. معلوم است که شما این دنیا را جای وحشتناکی خواهید دید. جایی که به وجود آمده تا شما چیزهایی را از دست بدهید. البته این قضیه برای خانم ها علاوه بر مادر، در مورد پدر هم صادق است.


 


بعضی ها هم هستند که دقیقا بر عکس این قضیه اند. آن ها در خانواده ای بزرگ شده اند که هم از نظر عاطفی و هم از نظر های دیگر، بیش از حد وابسته بار آمده اند. کسانی که در این خانواده ها بزرگ شده اند هم خیلی سخت می توانند یک " نه" بشنوند. کسانی که توی عمرشان فقط " بله" عاطفی شنیده اند. خلاصه این که ممکن است خودتان فکر کنید که معشوقتان یک آدم دیگر از یک خانواده دیگر و با یک طرز فکر دیگر است که همین طور بی خود و بی جهت به دل شما نشسته است اما مطمئن باشی در ناخوداگاهتان خبر های دیگری است.


این که آدم در چه موقعیتی شکست عشقی بخورد هم واکنش هایش را متفاوت می کند. کسی که در جنبه های دیگر زندگیش آدم موفقی است، احتمالا کمتر از شکست عشقی ضربه بخورد ( البته در این مورد استثنا ها فراوان اند.)، کسانی که احساسشان را فقط به عنوان یک راز بین خودشان و معشوقشان نگه داشته اند هم از کسانی که رسوایی شان عالم را بر داشته است کمتر ضربه می خورند.


 


چند راه حل که شاید در روزهای ترانه و اندوه به کارتان بیاید


با شکست عشقی چه جور کنار بیاییم؟


شکست عشقی هر فرد در نظر او جانگداز ترین داستان است و کسی هم جز او نمیتواند درک کند؟ به هر حال این ها پیشنهاد های روان شناسان است تا شاید فرد با در نظر گرفتن انها بهتر با مسئله کنار بیاید:


1. این کارها را انجام ندهید. خیلی ها بعد از شکست عشقی کارهای عجیب و غریبی انجام می دهند. تا جایی که می توانید لا اقل این کارها را انجام ندهید.


- تا 6 ماه جایگزین قدغن! شاید عمومی ترین واکنشی که به عنوان یک راه حل به ذهن شکست خورده می رسد این است که با یک آدم دیگر عشق ببازد. او می خواهد به خودش ثابت کند که مشکلی نداشته است و هنوز قدرت عشق ورزیدن ( شما بخوانید انتقام گرفتن) را دارد. اما تا موقعی که خاطره شکست عشقی در ذهن یک نفر پر رنگ است این کار در بهترین حالت یک نفر دیگر را بدبخت می کند و در بدترین حالت کلکسیون شکست های عشقی تان را کامل تر می کند. پس لطفا مدتی که سوگوار عشق قبلی تان هستید به دنبال جایگزین نگردید.


-  پناهگاه روانی قدغن! تعارف که نداریم. شکست عشقی می تواند یک نفر را به یک معتاد یا الکلی تمام عیار تبدیل کند. خیلی ها اولین سیگارشان را بعد از شنیدن یک نه کشیده اند. اما لطفا به خاطر خودتان هم که شده گریه ها و افسردگی های بعد از شکست را به گیجی بعد از سیگار و مشروب ترجیح دهید. لا اقل به خاطر انتقام از معشوقتان هم که شده خودتان را تلف نکنید.


-  رسوایی قدغن! اصلا از همان اولش که عاشق شدید لازم نیست همه هم اتاقی ها و همکار ها و هم کلاسی هایتان بفهمند. اعتماد به نفستان زیاد است که هست. برون گرا هستید که هستید. عوارض این رسوایی وقتی که نه شنیدید معلوم می شود. وقتی که حتی اگر دیگران هم در موردتان حرف نزنند خودتان فکر کنید که همه جا قصه عشق شما نقل مجالس است. یک سنگ صبور درست حسابی و رازدار پیدا کنید و خودتان را پیش او خالی کنید.


2. از بالا به قضیه نگاه کنید. کمی از خودتان و زاویه دیدتان به معشوق فاصله بگیرید. بروید بالاتر و بالاتر. حالا خودتان را از بچگی تا پیری ببینید و ببینید که این شکست چه قدر توی مسیر زندگیتان موثر بوده است. تاحالا آدم های دیگر را ببینید. می بینید؟ کافی است به دو ر و بری های خودتان فکر کنید تا بفهیمد  دنیا پر است از فلش های یک طرفه. پر است از نه هایی که دیگران شنیده اند و حتی نه هایی که خودتان گفته اید. شما تنها نیستید.


3. به شکست به عنوان یک فرصت خودشناسی نگاه کنید. خیلی ها بعد از شکست عشقی آدم مثبت تری می شوند. حتی ممکن است اعتیادشان را بعد از شکست بگذارند کنار. برای این آدم ها دیگر نظر معشوق مهم نیست. آن ها به خودشان بر گشته اند و جدا از رویدادهای عاشقانه شروع کرده اند به اصلاح خودشان. شکست عشقی آدم را تمام عیار با خودش، عواطفش و فکر هایش رو به رو می کند. شکست عشقی می تواند یک بار دیگر تمام شکست های عاطفی زندگی  را بیاورد جلو چشم آدم. این هم می تواند هم افسرده کننده باشد و هم سازنده. یعنی این که آدم می تواند این مشکل های وجودی را لا اقل با خودش حل کند و خودخواهی همیشگی اش رات کنار بگذارد. در سطحی ترین حالتش آدم می تواند برود مهارت های برقرار کردن رابطه را از این ور و آن ور بیاموزد و در عمیق ترین حالتش، هدف زندگیش را عوض می کند.


4. حرف بزنید. دو تا راه قبلی راه حل هایی بود که می شد به تنهایی هم انجامش داد. اما آدمیزاد بعد از شکست عشقی، از گیر کردن کلمه و بغض توی گلویش دارد خفه می شود. مشاور و روان شناس را برای همین موقع ها گذاشته اند. به جای این که بگذارید موقع خودکشی ناموفق ببندنتان به داروی ضد افسردگی و شوک الکتریکی، وقتی که داغتان تازه است با یک متخصص حرف بزنید.


+نوشته شده در پنج شنبه 8/10/90ساعت 12:57 عصرتوسط نیره... | نظر
با شکست عشقی چگونه کنار بیایم؟


251972157.jpg

تقریباً همه ما یکبار درد برهم خوردن یک رابطه عاشقانه را در یک نقطه از زندگی تجربه کرده ایم. خیلی از افراد مجبورند که طی دوره دانشگاه با اولین شکست عشقی خود کنار بیایند. درک سختی و دردناک بودن برهم خوردن یک رابطه مهم مقدور نیست مگر اینکه خودتان هم شخصاً آنرا تجربه کنید. احساس غم و ناامیدی شدید واکنشی متداول به این اتفاق در زندگی است. تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که واکنش احساسی به برهم خوردن یک رابطه عشقی بسیار شبیه به واکنش به فقدان های بسیار بزرگتر و غم انگیزتر مثل مرگ یکی از عزیزان یا تشخیص یک بیماری خطرناک می باشد. در زیر به واکنش های احساسی متداول به برهم خوردن یک رابطه عاشقانه اشاره می کنیم:


در ادامه مطلب




 


 

 


·        انکار: باور و قبول کردن اینکه رابطه تان تمان شده است، خیلی سخت است. خیلی دردناک است که ببینید رابطه تان برای طرفتان که آنقدر دوستش داشتید و به او اعتماد داشتید، دیگر ارزش و اهمیتی ندارد.


·        ناامیدی و غم: احساس تنهایی و ناراحتی کردن، گریه کردن زیاد همه کارهایی طبیعی هستند. ممکن است نیاز بسیار شدیدی به برقراری ارتباط با شریک عشقی سابقتان احساس کنید. زمان های خاص در طول روز مثل صبح ها که از خواب بیدار می شوید، خیلی سخت خواهند بود.


·        ترس: تصور کردن زندگی بدون شریک عشقیتان وحشت آور خواهد بود. ممکن است واهمه داشته باشید که دیگر نتوانید عشقی برای خود بیابید و باز احساس خوشبختی کنید.


·        عصبانیت: خشم و عصبانیت دربرابر شریک عشقی گذشته که این درد و رنج را برایتان فراهم کرده است یک واکنش احساسی دیگر است.


·        مقصر کردن خود و احساس گناه: ممکن است به این فکر بیفتید که چه کار شما باعث برهم خوردن رابطه شده است و تلاش کنید که از شریک عشقی سابقتان فرصتی دوباره تقاضا کنید. اگر این شما بوده باشید که رابطه را خاتمه داده است، ممکن است از ناراحت و غصه دار کردن طرفتان احساس گناه کنید.


·        حسادت: ممکن است از تصور بودن شریک عشقی سابقتان با شخصی جدید بترسید و احساس حسادت کنید.


·        سر در گمی: بدون کسی که آنقدر دوستش داشتید، زندگی بی معنی و عجیب به نظر می آید. ممکن است از خودتان بپرسید که کی هستید و زندگیتان بدون او چه معنا و مفهومی دارد.


·        آسودگی: ممکن است تاحدودی از احساسات منفی مربوط به رابطه که درنتیجه دعواها، ناامنی ها و یا خستگی ایجاد می شده، احساس فراغت و آسودگی کنید.


آیا خوب می شوم؟


اگر رابطه تان به تازگی برهم خورده است، ممکن است با خودتان فکر کنید که کی بهتر می شوید. کلیشه "گذر زمان همه زخم ها را التیام می دهد" در این رابطه واقعاً کاربرد دارد. بااینکه روند این جریان ممکن است طولانی و سخت به نظر بیاید، احساسات دردناک فقدان از دست دادن یک رابطه عشقی با گذر زمان از بین می رود. اما، هر چیزی که روند فراموشی را مختل کند، مثل دیدن دوباره شریک عشقی گذشته یا امید داشتن به برقراری مجدد رابطه، جرقه احساسات را دوباره روشن می کند. برای فراموش کردن این درد باید قبول کنید که رابطه تان از دست رفته است و هیچ راهی برای دست یافتن به دلایل بر هم خوردن آن وجود ندارد.


برای بعضی ها یک اتفاق پایانی (مثل بی محلی از طرف عشق قدیمی در زمان نیاز یا یک بحث و دعوای شدید) به فراموش کردن رابطه کمک می کند.


هیچ راه فراری برای تجربه نکردن آن درد احساسی بعد از برهم خوردن رابطه وجود ندارد. احساسات شما نشاندهنده اهمیت طرفتان در زندگی شما و توانایی خودتان در ایجاد صمیمیت با کسی و عشق ورزیدن است. اما کارهایی هست که می توانید برای مراقبت از خودتان و آسانتر کردن این ناراحتی در طول این مدت انجام دهید:


·     از دوستان و خانواده کمک بگیرید. حمایت اجتماعی یکی از مهمترین فاکتورها در کنار آمدن بااین فقدان است. از دوستان و افرادی که به حرفهایتان گوش می دهند و به شما برای ادامه زندگی انگیزه می دهند کمک بگیرید. گذراندن وقت با دیگران ممکن است که در ابتدای کار برایتان دشوار باشد اما کمکتان میکند بفهمید که کسان دیگری هم در زندگیتان هستند  که نگران شما هستند و حمایتتان میکنند.


·     به دنبال راه هایی برای خاتمه دادن به رابطه باشید. ارتباط مداوم با شریک عشقی سابق باعث می شود که التیام یافتنتان به تاخیر بیفتد و به حس عزت نفستان هم لطمه بخورد. وقتی ارتباط با او شدیداً ناراحت و غمگینان می کند از دیگران کمک بگیرید. نوشتن نامه خداحافظی، برگرداندن یادبودها، و گذاشتن همه عکس ها و نامه ها و همه یادبودهای رابطه قبلی در یک جعبه مجزا می تواند به پیشرفت روند فراموش کردن شما کمک کند.


·     برنامه روزانه داشته باشید. سازمان دهی کردن زمانتان و داشتن برنامه می تواند به کم کردن فشار روحی شما کمک کرده و فکرتان را از عشق قدیمی به مسائل دیگر زندگی معطوف کند. باید سعی کنید انرژی ذهنیتان را به انجام کارها و پروژه های دیگر هدایت کنید.


·     در زندگیتان تغییر ایجاد کنید و به طرز خلاقی ابراز احساس کنید. علایق، فعالیت ها و رابطه های جدیدی در زندگیتان ایجاد کنید. دکوراسیون محل زندگیتان را تغییر دهید. کارهایی انجام دهید که شما را یاد عشق قدیمیتان نیندازد. برنامه های جدید با دوستان و خانواده برای تعطیلات بگذارید. در فعالیت هایی شرکت کنید که به بهبودی شما کمک می کند و توزانی دوباره به زندگیتان می بخشد مثل کارهای هنری، شعر و موسیقی.


·     نزد مشاور بروید. می توانید نزد یک مشاور روانشناس بروید و درمورد احساساتتان با او صحبت و دردودل کنید




با شکست عشقی و تلخی برهم خوردن رابطه چگونه کنار بیاییم؟


251972157.jpg

تقریباً همه ما یکبار درد برهم خوردن یک رابطه عاشقانه را در یک نقطه از زندگی تجربه کرده ایم. خیلی از افراد مجبورند که طی دوره دانشگاه با اولین شکست عشقی خود کنار بیایند. درک سختی و دردناک بودن برهم خوردن یک رابطه مهم مقدور نیست مگر اینکه خودتان هم شخصاً آنرا تجربه کنید. احساس غم و ناامیدی شدید واکنشی متداول به این اتفاق در زندگی است. تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که واکنش احساسی به برهم خوردن یک رابطه عشقی بسیار شبیه به واکنش به فقدان های بسیار بزرگتر و غم انگیزتر مثل مرگ یکی از عزیزان یا تشخیص یک بیماری خطرناک می باشد. در زیر به واکنش های احساسی متداول به برهم خوردن یک رابطه عاشقانه اشاره می کنیم:



+نوشته شده در پنج شنبه 8/10/90ساعت 12:51 عصرتوسط نیره... | نظر
اثرات سوء کودک آزاری
















 

آثار سوء کودک آزاری چیست؟


وقتی سخن از کودک آزاری به میان می آید، اغلب ما فکر می کنیم رفتاری که با کودک خود داریم کودک آزاری نیست. چرا که ما واقعا قصد آزار و اذیت کودک خود را نداریم، بلکه هدف ما تربیت اوست؛

 


 زمانی اقدام به کتک زدن یا ناسزاگویی به کودک می کنیم که دیگر کنترل از دست ما خارج شده و رفتارهای او تحمل ما را تمام کرده است. به هر دلیلی که این عمل صورت گیرد، چه با هدف تربیت کودک، چه بعلت از دست دادن تحمل ما و چه به عمد؛ آثار منفی فراوانی دارد و کودک آزاری محسوب می شود. پس با اندکی تحمل و تأمل متن زیر را بخوانید و بدانید که هدف ما کمک کردن به شما و فرزندتان است.
 

تعریف کودک­ آزاری:آزار و بد رفتاری با کودک از دیدگاههای قانونی، پزشکی و اجتماعی تعریف شده است و شامل هر گونه آزار بدنی، جنسی و هیجانی و غفلت از کودک (زیر 18 سال) توسط فرد بزرگتر (بالای 18 سال) دانسته شده است.

 


کودکی که مورد بد رفتاری واقع شده کودکی است که رفاه و سلامت روانی و جسمی او در اثر رفتارها یا بی­توجهی والدین یا سایر افرادی که مسئول مراقبت از او هستند، آسیب دیده یا در معرض تهدید قرار گرفته است."

 سوءرفتار با کودک شامل هرگونه صدمه عمدی به کودک است مثل: 
 آزار یا آسیب جسمی، غفلت ورزیدن یا بی­توجهی به صدمه دیدن کودک، غفلت و بی­توجهی در بر طرف ساختن نیازهای عاطفی و جسمی کافی، نظارت ناکافی، رها کردن او،  وضع قوانین نامناسب و غیر عادلانه در مورد کودکان . 
حدود کودک­آزاری از تحقیر و تهدید و کتک زدن او تا محروم ساختن کودک از غذا، لباس، سر پناه و محبت پدر و مادری،  آزار و بد رفتاری جسمی که ممکن است موجب صدمه دیدن و مرگ کودک شود، گسترده است .  

 
 

انواع کودک ­آزاریالف- آزار جسمی:­آزار جسمی به هر نوع آسیب جسمی غیر اتفاقی و ناگهانی که توسط مراقب کودک ایجاد شده است، اطلاق می­شود. کودک ­آزاری جسمی ممکن است به شکل سوزاندن، لگد زدن، گاز گرفتن، کتک زدن، سیلی زدن، هل دادن، استفاده از اشیاء تیز، کتک زدن با طناب و شلاق و کمربند ، پرت کردن ، آویزان کردن و مشت زدن باشد.
طبق تعریف، آسیب ایجاد شده نباید ناشی از یک اتفاق باشد. همچنین نیت مراقب کودک الزاماً آسیب زدن به کودک نیست. کودک ­آزاری جسمی ممکن است ناشی از انضباط افراطی یا تنبیه نامتناسب با سن یا وضعیت کودک باشد همچنین ممکن است والدین در اثر ناپختگی، استرس یا مصرف الکل و سایر مواد به طور مکرر خویشتن ­داری خود را از دست بدهند. صدمات وارده به شکم و سر ـ که دو نقطه آسیب­پذیر بدن هستند ـ تا زمانی که آسیب درونی ایجاد نکرده باشد ناشناخته می­ماند. صدمات وارده به شکم ممکن است موجب بزرگ شدن شکم، پارگی و استفراغ شود. صدماتی که به سر وارد می­شود می­تواند موجب تورم سر، سرگیجه، تاری دید، پارگی شبکیه چشم و حتی مرگ شود. شکستگی اندام ها و آسیب به سایر قسمت های بدن نیز ممکن است رخ دهد.


 

ب- بد رفتاری عاطفی و روانیبد رفتاری عاطفی به سرزنش کردن، تحقیر کردن، تهدید کردن، مقایسه کردن، طرد کردن، تبعیض قائل شدن بین کودکان و بی­توجهی به سلامت و رفاه کودک اطلاق می­شود.


 

مثالهایی از آزار عاطفی و هیجانی:* مقایسه کودک با سایر کودکان.

* سرزنش کردن او که باعث بیماری و مریضی والدین شده است ( مریضم کردی، از دستت سردرد گرفتم، وقتی از دستت مریض شدم و مُردم آن موقع می فهمی با من چه کار کرده ای.)

* تحقیر کردن او که کارهایش احمقانه است و هیچ نمی فهمد ( دیوانه هستی، مثل احمق ها رفتار می کنی، اندازه یک ... هم نمی فهمی، بهتر از این نمی توانی فکر کنی، چقدر دست و پا چلفتی هستی.)

* محروم کردن او از عشق و دوست داشتن (دیگر دوست ندارم، مادرت نمی شوم. من یک بچه با تربیت و آرام می خواهم یک بچه که حرف بفهمد، پسر من نیستی.)

* تهدید او به جدایی (دیگر در این خانه نمی مانم، میروم و دیگر هم بر نمی گردم).

* ارعاب و ترساندن او( اگر به حرفم گوش نکنی بلایی به سرت می آورم که مرغان آسمان به حالت گریه کنند.)

* قهر کردن با او. 

ج- سوء استفاده جنسیسوءاستفاده جنسی به تماسها و تعاملات بین کودک و مراقب بزرگسال اطلاق می­شود که در آن کودک با هدف تحریک جنسی فرد متجاوز یا شخص دیگر مورد استفاده قرار می­گیرد. سوء استفاده جنسی ممکن است توسط افراد زیر 18 سال نیز رخ دهد و این زمانی است که شخص سوءاستفاده کننده هم به طور قابل ملاحظه­ای از قربانی بزرگتر است و هم از قدرت کنترل برخوردار است.
سوء استفاده جنسی ممکن است در درون خانواده یا توسط مراقب بزرگسال خارج از خانواده به عنوان مثال یکی از اقوام، دوست خانوادگی، یا پرستار کودک صورت پذیرد. در صورتی که کودک فرد سوء استفاده کننده را بشناسد حتی اگر از نظر جسمی آسیب شدیدی متحمل نشده باشد، وقتی متوجه شود که مورد سوء استفاده قرار گرفته است احساس مورد خیانت واقع شدن بیشتر از خود سوءاستفاده موجب ناراحتی او می­شود. پسران به اندازه دختران در معرض سوء استفاده جنسی قرار دارند هرچند که از لحاظ آماری به اندازه دختران گزارش نمی­شوند
 کودکانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می­گیرند نه تنها به دلیل تهدیدهای فرد سوءاستفاده کننده بلکه به علت سرزنش شدن از سوی دیگران و ترس از باور نکردن حرفهایشان، سعی می­کنند ماجرا را پنهان نگه دارند. 

د-  بی­توجهی و غفلت
کودکان همچنین ممکن است به وسیله مورد غفلت و بی­توجهی واقع شدن از نظر جسمی، عاطفی، تربیتی، تحصیلی مورد آسیب قرار گیرند.
مثل بی توجهی به تغذیه کودک و بر طرف نکردن نیازهای بهداشتی و جسمی او، امنیت کودک را تامین نکردن، محبت  نکردن به کودک، عدم ابراز علاقه، حمایت وتربیت او. این موارد می تواند آسیبی جدی  برای سلامتی کودک باشد.

 غفلت و مصامحه شایع­ترین نوع آزار است و عبارتند از:

بی­توجهی جسمی:
شامل غفلت از سلامت کودک، رها کردن وی، بی توجهی به سلامت جسمی کودک مثل انجام ندادن واکسیناسیون کودک، نبردن او به نزد پزشک در هنگام بیماری و ندادن داروهای او، تهیه نکردن لباس و پوشش مناسب در سرما و گرما و...

بی­توجهی یا غفلت عاطفی:
آزار شدید و همیشگی همسر در حضور کودک، نشان ندادن علاقه و عشق

بی­توجهی تحصیلی:اجازه دادن به فرار همیشگی کودک از مدرسه، شکست در فرستادن کودک به مدرسه و سایر موارد فرار کودک به علت عدم مراقبت و مواظبت از کودک از انواع بی­توجهی در زمینه تحصیلی کودک است. 

  بی توجهی به سر و وضع ظاهری کودک:طوری که او در میان سایر کودکان احساس خفت کند.


 


 


+نوشته شده در پنج شنبه 8/10/90ساعت 10:32 صبحتوسط نیره... | نظر
ابزار وضعیت اب و هوا
-
سایت خدماتی هنری نایت اسکین